![]() |
![]() |
|
اولین باری که در کتب دبیرستانی ام کلامش را خواندم به هیچ وجه بر دلم ننشست٬شاید دلیلش وجود برخی لغات دشوار بود که به واسطه ی کهنگی زمان سرودنشان برایم نامفهوم مینمود یا به دلیل شرایط خاص سنی ام هیچ پیوندی با آنها حس نمیکردم؟!؟!؟!
بی شک از عیوب معشوق سخن گفتن در طریق عاشقی کفری ست نابخشودنی٬اما چه تامل برانگیز نمود وقتی دریافتم معشوقه ای که او در وصفش می سرود نه از اهل ریا بود و نه خیانت میورزید٬نه در باطنش دورنگی داشت و نه یارش را وداع میگفت! او خالصانه یاری را می ستود که ستودنش به واسطه ی لیاقت انکار ناپذیر خودش بود نه صرفا طوماری از کلمات و تشبیهات اغراق آمیز از سر لطف عاشقش! او تمنای دنیویش به عشق را در چشمه ای سیراب کرد که نه هرگز آلوده میگشت و نه هرگز از جوشش محبتش میکاست.درود بر عظمت روح و حسن سلیقه اش...
یکی از زیباترین مدحهای معشوق از زبان خواجه عبدالله انصاری:
خداوندا! یافته می جویم٬ با دیده ور می گویم:که دارم٬چه جویم؟ که بینم٬چه گویم؟ شیفته ی این جست و جویم٬گرفتار این گفت و گویم٬ خداوندا! خود کردم و خود خریدم٬آتش بر خود٬خود افروزانیدم. از دوستی آواز دادم٬دل و جان فراناز دادم. مهربانا! اکنون که در غرقابم٬دستم گیر که گرم افتادم. |