![]() |
![]() |
|
|
بیوک معیری٬از شاعران نامی ایران زمین و محبوب من میباشد.او در شعرهای جدی خود از تخلص رهی و در شعرهای فکاهی و انتقادی اش از نام های مستعار زاغچه٬شاه پریون٬گوشه گیر و حق گو بهره برده است.زنده یاد رهی از معدود شعرای معاصر است که در انواع قالب های قصیده٬مثنوی٬رباعی٬قطعه٬ترانه و تصنیف جدی و فکاهی دست آزموده و موفق بوده است.در این پست قطعه ای با درون مایه ی طنز از او می آورم که خدایم شاهد است بدون هیچ قصد بدی انتخابش نموده ام و به هیچوجه ذوق دست و پا زدن در دریای همیشه طوفانی تبعیض جنسیتی را نداشته و اصولا توهین به جنس مخالف را با حمایت از جملات یا اشعار اینچنینی نشانه ی نوعی ابراز ضعف میدانم.پس بی هیچ اندیشه ای تنها همچو من از طنز لطیفش لذت ببرید...
آن شنیدستم که در میدان کورس بانوان چابک سواری می کنند گرد میدان از سحر تا شامگاه پویه٬چون باد بهاری می کنند تا فرا آید زمان امتحان روز و شب ساعت شماری می کنند تا جوایز قسمت آنان شود یکه تازان٬بی قراری می کنند مردکی گفتا که زن ها بی ثمر سوی میدان رهسپاری می کنند چون ز آداب سواری عاریند بهره ی خود٬شرمساری می کنند گفتمش بر دوش مردان سالهاست کاین جماعت خرسواری می کنند
|